bookup

بخشی از کتاب طرفداران دو آتشه: به عنوان یک مثال جدی تر، یکی از افرادی را که در عرصه کسب و کار آنلاین بیش از هر فرد دیگری تحسین می کنیم، کارآفرینی بی نظیر در زمی...

بازدید :383
چهارشنبه 23 شهريور 1401زمان :15:30
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

بخشی از کتاب طرفداران دو آتشه:

به عنوان یک مثال جدی تر، یکی از افرادی را که در عرصه کسب و کار آنلاین بیش از هر فرد دیگری تحسین می کنیم، کارآفرینی بی نظیر در زمینه سلامت فیزیکی بدن به نام چلن جانسون است. چندین سال پیش، او ویدئویی از کشمکش های زندگی زناشویی خود را در فیسبوکبه اشتراک گذاشت؛ کاری که ممکن بود با انجامش به شدت مورد حمله قرار بگیرد. اما بسیاری از مخاطبانش به جای آن که دلزده و دلسرد شوند، او را بابت صداقت خالصانه و انتقادپذیری اش ستایش کردند، جلن با این کار، اوج قدرتمندی یک انسان را در صداقت و انتقادپذیر بودن نشان داد، آن هم در شرایطی که کسب و کارش تعداد مخاطبان بالایی داشته برقراری ارتباط، همچنین، می تواند به سادگی فراخواندن مخاطبانتان و ساختن فضایی برای آن ها به منظور اشتراک گذاری و ارتباط با دیگران باشد. به مدت چهار سال، و به صورت هفتگی، شرکت رسانه های اجتماعی بافر از «بافر چت، که با «بافر چت» " تبلیغ و ترویج یافته بود، برای برقراری ارتباط میان برند و مخاطبانش استفاده می کرد. در همان حال، در سال ۲۰۱۶، این هشتگ به طور رسمی در وبلاگ شرکت مورد استفاده قرار گرفت و بافر چت به عنوان «فضایی برای دورهمی، ملاقات و یادگیری متقابل مطرح شد. بافر در سال ۲۰۱۸ بافر چت را از دور خارج کرد: با وجود این که فوق العاده موفق بود و توانسته بود با بیش از چهارصاد شرکت کننده گفت وگو کند.

به یاد داشته باشید که آنچه منتشر می کنید، جلب توجه خواهد کرد. هرطور که تصمیم بگیرید رابطه برقرار کنید، باید واقعی جلوه دهد. اگر تظاهر به دوست داشتن کسی یا چیزی بکنید، نه تنها این ریسک وجود دارد که به صحبت دعوت شوید، بلکه ممکن است افرادی را به سمت خود بکشید که برایتان جالب نباشند. به عنوان مثال، اگر شما با پست کردن تصاویر ماشین های عالی وعمارتهای زیبا که آنها را به تازگی اجاره کرده اید، تظاهر به پول دار و معروف بودن کنید، اما فراموش کنید که به هدف اصلی خود اشاره کنید، ممکن است موفق شوید تعداد زیادی مخاطب را که عاشق چیزهای تجملی هستند جذب کنید، اما آنها به جای آن که جذب شخصیت واقعی شما شوند، فقط به خاطر تصاویر عالی ای که به اشتراک می گذارید و چیزهایی که آنها آرزویش را دارند، شما را دنبال خواهند کرد.

در سال ۲۰۱۰ قبل از آن که پادکستم منتشر شود، امیدوارانه ایده ای داشتم که بتوانم با مردم ارتباطی واقعی برقرار کنم و کمی تعاملات انسانی را به برنامه ام وارد کنم. در مقدمة هر قسمت از پادکست هایم، فردی صداپیشه، حقیقتی ده ثانیه ای و خنده دار درباره من می گفت.

دورهمی ها می توانند به روش های مختلف برگزار شوند. شما می توانید در یک مکان کار اشتراکی محلی، میزبان یک کارگاه آموزشی باشید و برای تعداد اندکی از مردم سخنرانی کنید، یا در غرفه ای از یک نمایشگاه، کنفرانسی را برای معرفی محصولتان به بازار هدف برگزار کنید یا حتی می توانید در یک رویداد سخنرانی کنید. دورهمی ها لزوما نباید حضوری باشند، بلکه می توانند به صورت آنلاین هم برگزار شوند.

هنگامی که وبلاگ نویسی را آغاز کردم، وبلاگ دارن رز، یکی از اولین منابعی بود که توجه من را به خود جلب کرد. من به وبلاگي دارن هر روز سر می زدم و به محض این که مطلع شدم او قرار است به زودی یک سخنرانی آنلاین برگزار کند، فورا برای حضور در این رویداد ثبت نام کردم و در تقویم روزش را علامت زدم. منتظر ماندن برای شنیدن سخنان دارن، دقیقا مانند کنسرت پسران یک استریت برای آوریل بود. اما احتمالا آوریل این سخنرانی را به اندازه کنسرت پسران بک استریت هیجان انگیز نمی دانست؛ هرچند که من این طور فکر نمی کنم. به دلیل اختلاف زمانی بین آمریکا و استرالیا کشوری که دارن در آن به دنیا آمده است و زندگی می کند من برنامه ریزی کرده بودم که آن شب تا دیروقت بیدار بمانم، چون به هیچ وجه قادر به از دست دادنش نبودم.

هنگامی که زمانش فرا رسید، بازاریابی دیجیتالبالاخره من وارد سایت شدم و با افراد دیگری که هرگز آنها را ندیده بودم، در اتاق گفت وگو حضور یافتم. چندصد نفر در آنجا بودیم و می توانستیم قبل از شروع

س خنرانی با یکدیگر صحبت کنیم که به نظرم اتفاق بسیار جالبی بود. ناگهان چهره دارن روی صفحه به نمایش درآمد. او آنجا بود، به صورت زنده از خانه اش در شهر ملبورن او تعدادی از به روزرسانی های وبلاگش را به همراه تعدادی اطلاعات و استراتژی های مفید دیگر به اشتراک گذاشت که بسیار عالی بود. اما از نظر من، قسمت پرسش و پاسخ، هیجان انگیزترین بخش آن برنامه بود. در میان کامنتهای بسیار زیاد، دارن سوال جالبی دید، نام آن شخص را گفت و کامنتش را خواند. من تلاش های بسیاری برای دیده شدن در کامنتها کردم و تقریبا داشتم بیخیال میشدم که ناگهان شنیدم دارن می گوید: «این سوال پاتریک است. من را می گفت! اسمی را که با آن ثبت نام کرده بودم به طور کامل گفت و سوالم را خواند و در ادامه به آن پاسخ داد. همان طور که او در حال پاسخ گویی به سوالم بود، من مستقیم به او نگاه می کردم و او نیز من را نگاه می کرد. حداقل این گونه به نظر می رسید. می دانم که او داشت به دوربین نگاه می کرد، اما من همچنان احساس می کردم که او در کنار من در اتاق حضور دارد.



مشاهده پست مشابه : کتاب نترس باش
نظرات این مطلب
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
bookup bookup کد امنیتی

درباره ما
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
آرشیو
خبر نامه


معرفی وبلاگ به یک دوست


ایمیل شما :

ایمیل دوست شما :



چت باکس




captcha


پیوندهای روزانه
  • آرشیو لینک ها
آمار سایت
  • کل مطالب : 39
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 4
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 13
  • بازدید کننده امروز : 13
  • باردید دیروز : 16
  • بازدید کننده دیروز : 16
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 102
  • بازدید ماه : 69
  • بازدید سال : 1720
  • بازدید کلی : 36590
کدهای اختصاصی